|
جمعه 9 / 11 / 1390برچسب:, :: 7:36 بعد از ظهر :: نويسنده : ابراهیم
بارش الماسهای نگاهت ، در تهاجم حظور من به وضوح خورشید می درخشید ؛ در آن عصری که میان من و دلتنگیدیدارت، فقط یه بوسه کم داشت ! کجایی که در این شن زار تنهایی تمام من را ، غبار دوری ات پوشانده ! وعده وصالت را به کدام جاده سپرده ی ، ای تمام ارزوهای آینده، بگو بستر خیالت خواب کدام روئیا را می بیند تا مترسک مزرعه امیدت باشم !! بگو .... نظرات شما عزیزان: دریای ابی
![]() ساعت23:56---22 مرداد 1391
می خواهم مترسک مزرعه امیدت باشم
(عالی بود) پاسخ: خواهش میکنم ![]()
![]() |